خرید بک لینک

همه هستی من آیه تاریکی ست

ک ترا در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

" فروغ فرخزاد "

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

خیالت را به من بسپار
و دستانت را
از اینجا ک من هستم
تا جایی ک تو ایستاده ای
پلی ست تا انتهای آسمان
آنجا ک خدا به انتظارِ نشسته
ک به یُمنِ آشتی گل و گلدان
زمان در حصرِ دستانِ ما
در برابر اعجازِ عشق زانو میزند

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

از انعکاسِ تابشِ خورشید
بر امواجِ آرامِ اقیانوسِ خیالت
تکلمِ کلامم جان میگیرد
شناور بر قایقِ احساس
تا افق....تا کرانه ت
سفر خواهم کرد

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

از ستاره گانِ معلق به ستون های آسمان شنیده م ... مرا به یاد خواهی آورد آن هنگام ک انعکاسِ عصیان در کوهها در لابلای درختانی ک به سمت مغرب خمیده ند در فضای بسته ذهنت میپیچد و زمستان سایه انجمادش را به رخِ دریچه ها پنجره های ناتوان میکشد .... آرام و مطمئن با قلم مویِ صبر صفحه خاکستریِ سرنوشت را به رنگ عشق نقاشی ... و خاطراتِ نیمه جان و خسته را در مسیر باد به دستِ فراموشی میسپارم

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

راه میروم

مینشینم

میخوابم

به تو فکر میکنم

شب

روز

در سکوت

خلوت

هیاهو

دلتنگت میشوم

فرو میریزم

فرو میپاشم

پلک میزنم

باز

بسته

ذهنم مچاله میشود

بی تاب

منتظر

خسته

آه....

دوست داشتنت چقدر سخت بود

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

رفتم

رفتی

رفت

لعنتی...

فعلِ قشنگی نیست

نمیدانم مشکل از صَرفَش بود

یا از دلشوره نیامدن ها

کاش حذف میشد !

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

وای ؛ باران

باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چ کسی نقش تو را خواهد شست

حمید مصدق

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

آسمان می غرد

دلِ من میشکند

ابر میشوم

میبارم

بر شانه های تو


برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

وسعت اندوهم در حد کلام و حرف نمیگنجد آنقدر در شعرهایم زندگی کرده یی ک واژگانِ خسته از بیان بی پرده بر ذهنم شوریده ند آنقدر در حسم پیچیده ای ک دیگر مرا توانِ نفس کشیدن نیست دستانِ خالی از معجزه را به امواجِ متلاطمِ دریا سپرده م شاید ... مرا اندوهم را خیالم را این همه خالی تو را ببرد...بشوید...بگیرد

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

شعرهایم را

میکارم

جوانه میزند

در تمام فصولِ یادِ تو

رشد میکند

سفید

قرمز

آبی

بنفش

گلها را

به سینه ت میزنم

میخواهم آخرِ شبهایت

پُر باشد از عطرِ تنِ تبدارم

برچسب: نویسنده: ساناز محمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:23

صفحه بندی